به مناسبت اربعین حسینی

۸ ۱۲ ۱۳۸۶

بارد چه؟ خون. که؟ دیده. چسان؟ روز و شب. چرا؟ از غم. کدام غم؟ غم سلطان اولیاء. نامش که بُد؟ حسین. ز نژاد که؟ از علی. مامش که بُد؟ فاطمه. جدّش که؟ مصطفی . چون شد؟ شهید شد. به کجا؟ دشت ماریه. کی؟ عاشر محرم. پنهان؟ نه٬ برملا. شب کشته شد؟ نه٬ روز. چه هنگام؟ وقت ظهر. شد از گلو بریده سرش؟ نی٬ نی٬ از قفا. سیراب کشته شد؟ نه. کس آبش نداد؟ داد. که؟ شمر. از چه چشمه؟ ز سرچشمه‌ی فنا.

مظلوم شد شهید؟ بلی. جرم داشت؟ نه. کارش چه بُد؟ هدایت. یارش که بُد؟ خدا. این ظلم را که کرد؟ یزید. این یزید کیست؟ ز اولاد هند. از چه کس؟ از نطفه‌ی زنا. خود کرد این عمل؟ نه٬ فرستاد نامه ای. نزد که؟ نزد زاده‌ی مرجانه‌ی دغا.

ابن زیاد زاده‌ی مرجانه بُد؟ نعم. از گفته‌ی یزید تخلف نکرد؟ لاو این نابکار کشت حسین را به دست خویش؟ نه٬ او روانه کرد سپه سوی کربلا. میر سپه که بُد؟ عمر سعد. او برید حلقه عزیز فاطمه؟ نه٬ شمر بی حیا. خنجر برید خنجر او را نکرد شرم؟ کرد. از چه پس برید؟ بپذیرفت ازو قضا. بهر چه؟ بهر آنکه شود خلق را شفیع. شرط شفاعتش چه بُد؟ نوحه و بکا.

کس کشته شد هم از پسرانش؟ بلی٬ دو تن. دیگر که؟ نُه برادر دیگر که اقربا. دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت. آن که بود؟ سجاد٬ چون بُد او به غم و رنج مبتلا. ماند او به کربلای پدر؟ نی٬ به شام رفت. با عزّ و احتشام؟ نه با ذلت و عنا. تنها؟ نه با زنان حرم. نامشان چه بود؟ زینب٬ سکینه٬ فاطمه کلثوم بینوا. برتن لباس داشت؟ بلی٬ گرد رهگذار. بر سر عمامه داشت؟ بلی٬ چوب اشقیا. بیمار بد؟ بلی. چه دوا داشت؟ اشک چشم. بعد از دوا غذاش چه بُد؟ خون دل غذا. کس بود همرهش؟ بلی٬ اطفال بی پدر. دیگر که بود؟ تب که نمی‌گشت ازو جدا. از زینب و زنان چه به‌جا مانده بُد؟ دو چیز: طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا. گبر این ستم کند؟ نه. یهود و مجوس؟ نه. هندو؟ نه. بت پرست؟ نه. فریاد از این جفا! قاآنی است قایل این شعرها؟ بلی. خواهد چه؟ رحمت. از که؟ ز حق. کی؟ صف جزا.

نظر دهید

*